گفت و گوی پرسون با یک آتش‌نشان:

شیرمردانی که به آب و آتش می‌زنند تا دلی داغدار نشود

آتش نشانی بازی مرگ و زندگی است. دلی به بزرگی آسمان میخواهد تا شعله‌های آتش را با پوست و گوشت  لمس کرد اما عقب ننشست. چه می‌شود گفت در وصف این بزرگ مردان که این همه شجاعت، شهامت، بزرگ‌منشی و ایثار و از خودگذشتگی را به تصویر کشید. زبان در توصیف این شیرمردان ناتوان است.
تصویر شیرمردانی که به آب و آتش می‌زنند تا دلی داغدار نشود

به گزارش پرسون از استان زنجان، برای مصاحبه با یک آتش‌نشان به سراغ محمدحسن فرحمند رفته و از ایشان سوالاتی را در خصوص حوزه کاری خودشان پرسیده‌ایم.

از چه سالی وارد آتش نشانی شدید و چرا؟

من از سال ۱۳۹۱ وارد آتش‌نشانی شدم و به علت علاقه زیادی که به این حرفه داشتند با اینکه فرزند شهید بودن و سهمیه وزارت کشوری داشتم آتش نشانی را از میان چند اداره انتخاب کردند.

آتش نشان ناجی مال مردم است یا جان مردم؟

آتش نشانان ناجی هم جان و هم مال مردم هستند اما در درجه اول حافظ و ناجی جان مردم است و بعد از آن موظف به حفاظت از مال مردم است. من چون سرتیم هم هستم همیشه به بچه‌ها می‌گویم که خیلی حواستان باشد استرس نداشته باشید تا این حس را به دیگران منتقل نکنید. پس از ورود اول از صاحب ملک یا افراد حاضر بپرسید که کسی داخل نیست چند نفر هستید و اول جان مردم را بعد مال مردم را نجات دهید. خاطرم هست چند سال پیش حادثه ای رخ داد که من در آن عملیات حضور داشتم یک خانم جوان که از اهالی آن ساختمان بود اصرار به ورود به محل حادثه داشت من از این کار او ممانعت می کردم اما بی فایده بود تلاش های او ادامه داشت. ایشان گرفتار شدن برادرش را در آتش دلیل اصرار زیاد به ورود عنوان می کرد. بالاخره آن خانم با من به داخل ساختمان اما او به دنبال طلاهایش بود پس از ورود به محل مخفی طلاهایش رفت آنها را برداشت. مردم باید بدانند که آتش نشان جوری پرورش می یابد که اول به فکر جان و بعد مال آنها است.

ویژگی های یک آتش‌نشان خوب چیست؟

یک آتش نشان خوب اول باید به این کار علاقه داشته باشد بعد از آن هوش و ذکاوت و آمادگی جسمانی بالا می خواهد. تهش باز هم علاقه است.

از خاطرات و روزهای تلخ و شیرینتان در حرفه آتش‌نشانی برایمان بگویید؟

تمام حوادث آتش نشانی تلخ است و هیچ خاطره شیرینی نداشتیم. خاطرم هست که روزی شاهد وقوع حریق در یک مغازه بودم در آن زمان من شیفت نبودم و به طور اتفاقی حادثه را دیدم. خود مغازه دار نیز درگیر حریق شده بود. اهالی که بی اطلاع از پست آتش‌نشانی من بودن من را که قصد ورود و کمک داشتم از این کار منع می کردند. اما بالاخره من وارد شدم و عملیات لازم را انجام دادم.
یک روز همراه با مادرم عازم مشهد بودیم که متوجه حریق یک خودرو در جاده شدم. افراد حاضر در محل به دلیل واهمه از آتش از دور قصد خاموش کردن آتش را با کپسول داشتند اما باد مانع می شد. من با اینکه شیفت نبودم اما وجدان کاری اجازه نمیداد بی توجه از این مسئله عبور کنم. کپسول خودروی خود را برداشتم و به همراه آن از اتوبوس حاضر در محل نیز یک کپسولی گرفتم و بعد با کمک اهالی نفر را از از درون خودرو بیرون کشیدیم. حادثه دیگر هم تصادف رخ به رخ شدن نیسان با وسیله دیگری بود که مالک آن خودرو به تازگی تسویه پایان خدمت خود را گرفته و در داشبورد گذاشته بود. اما متاسفانه این حادثه منجر به مرگ آن شد و راننده نیسان نیز به شدت از ناحیه پا آسیب جدی دیده بود.

چی باعث میشد وقتی که شیفت کاری شما نیست دست به عمل بزنید تا کمک کنید؟

خیلی از افراد این طوری هستند. به عنوان مثال آقای علی لندی که نه خالکوبی داشت و نه ادعایی اما جان خود را در این راه گذاشت. حس انسان دوستی و نوع دوستی باعث می شود که همه انسان ها در این لحظات به هم کمک کند. این حس تنها در میان انسان ها بلکه بین حیوانات هم وجود دارد. اما برخی به علت ترس یا به دلیل اینکه خاطرشان مکدر می شود وارد نمی‌شوند. من قبل از آتش نشانی هم به همراه ۱۱۰ نفر در یک شرکت تجهیزات پزشکی مشغول به فعالیت بودیم که ناگهان محل دچار حریقی بزرگ شد و تنها من و یک نفر از کارکنان خانم باقی ماندیم و همه از هول جان فرار کردند. من همان جا اقدام به خاموش کردن آتش کردم و البته از ناحیه دست دچار سوختگی شدم.

از سختی‌های کارایمان برایمان بگویید

آتش نشانی سختی های خود را دارد. من الان ریه ها، پاها و دستهایم آسیب دیده شده و دچار افسردگی شده ام. خیلی آدم شاد و بگو و بخندی بودم و روحیه خوبی داشتم. البته الان هم سعی می‌کنم روحیه خودم را حفظ کنم.

فاطمه شمشیرگر-استان زنجان

352190

مطالب مرتبط