227657

بررسی پرونده لایو جنجالی اینفلوئنسر اینستاگرامی با نوجوان 14 ساله؛

از ماست که بر ماست / تاثیر شبکه های اجتماعی بیشتر از شبکه های تلویزیونی است

تصویر از ماست که بر ماست / تاثیر شبکه های اجتماعی بیشتر از شبکه های تلویزیونی است
انتشار لایو جنجالی اینفلوئنسر اینستاگرامی با یک تینیجر 14 ساله به سوژه این روزهای کاربران فضای مجازی بدل شده و باعث تاسف و تکدر خاطر بسیاری از ایرانیان در سراسر کشور و خارج از ایران شده است.

به گزارش پرسون، ماجرای این ویدئو به چند شب قبل باز می گردد که در آن مینا نامداری اینفلوئنسر اینستاگرام طبق عادت هر شب اقدام به گذاشتن لایو در فضای مجازی می کند و با بر روی خط آوردن فالوئرهای پیج اینستاگرامش به گفتگو با آنها می نشیند، برحسب اتفاق نوجوان 14 ساله که خود را تینیجر می نامد، با آمدن در لایو این زن جوان صحبت های رکیکی را مطرح می کند و خیلی راحت و بی پرده از مسائل اروتیک و خود ارضایی صحبت می کند.

مینا نامداری جوان 34 ساله ای که تا سال 92 در کشور در پی کسب آرزوهایش به حرفه بازیگری و طراحی لباس مشغول بود، برای تحقق آرزوهایش سودای مهاجرت در سر پروراند و در سال 93 به کشور ترکیه و شهر استانبول مهاجرت کرد و در آنجا به فعالیت پرورش اندام مشغول شد و شهرتش در کسوت مربیگری پرورش اندام و دادن برنامه های تغذیه ای و ورزشی به کاربران برای او طرفدارانی را دست و پا کرد.

وی پس از آن با نیمچه شهرت به دست آورده، برای دیده شدن بیشتر با برقرار کردن ارتباطات پنهانی با پیام صادقیان (بازیکن سابق پرسپولیس) و امیرحسین مقصودلو ملقب به تتلو (خواننده) نام خود را بیش از پیش بر سر زبان ها انداخت و پس از آن بود که به طور علنی از فحشا صحبت کرد و این کار را شغل و حرفه خود قلمداد کرد، همان زمان بود که با افزایش مخاطبینش به یک چهره مطرح اینستاگرامی بدل شد.

ویدئو لایو این اینفلوئنسر با نوجوان 14 ساله به حدی در روزهای اخیر در شبکه های اجتماعی وایرال شده است که به ترند این روزهای کاربران ایرانی فضای مجازی و سوژه اصلی رسانه ها بدل شده است و احتمال فیلترینگ شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام را قوت بخشیده و می توان در این روزها فشار بر روی دولت و وزیر ارتباطات برای راه اندازی شبکه اینترنت ملی را بیش از پیش حس نمود.


بیشتر بخوانید؛
ماجرای لایو جنجالی بلاگر معروف ایرانی که وزیر ارتباطات به آن واکنش نشان داد


در سالیان اخیر فیلترینگ شبکه های اجتماعی و ممنوعیت استفاده از ماهواره ها ثابت کرد که این شیوه، راهکار درستی برای برخورد با این پدیده های نوظهور اجتماعی نیست و در واقع پاک کردن صورت مسئله است و جواب عکس می دهد، همانند سالهای دور که ممنوعیت استفاده از ویدئو در کشور اعمال می شد.

اما در واقع اعمال محدودیت و فیلتر کردن ها، علاوه بر هموار کردن راه برای سودجویان و فروشندگان فیلتر شکن ها که درآمد بالایی را از این طریق کسب می کنند، این است که نوجوانانی که برای ارتباط بهتر در فضای مجازی اقدام به خرید و استفاده از فیلتر شکن ها می کنند به راحتی به دنیایی از فیلم های مستهجن و پورن دسترسی پیدا می کنند.

صحبت پیرامون اینکه چه بر سر این دختر جوان آمده تا رویای بازیگری را به فراموشی بسپارد و برای دیده شدن دست به کارهای غیر اخلاقی بزند، در این مطلب نمی گنجد و نکته حائز اهمیت نقطه مقابل آن نوجوانانی شبیه به این نوجوان 14 ساله است که از مخاطبین وی و یا افراد امثال او همانند صدف طاهریان و ... محسوب می شوند، تینیجری که به صراحت و به صورت علنی صحبت از خود ارضایی می کند.

هر چند که قیاس این نوجوان با سایر نوجوانان کشور به نوعی سیاه نمایی و قیاس مع الفارقی است، اما طبیعتاً طیف گسترده ای از نوجوانان امروزی به دلیل عدم آگاهی درست خانواده و فرهنگ صحیح استفاده از تکنولوژی در دام مسائل این چنینی گرفتار می شوند و همین موضوع می تواند حوادث ناگواری را در آینده برای آنان و جامعه در پی داشته باشد و موجب افزایش بزهکاری و جرم گردد.

این ویدئو از چندین جنبه قابل بررسی و حاوی پیام مهمی است، چرا باید یک نوجوان ایرانی آن هم با این طرز بیان و استعدادی که به ظاهر دارد به جای شکوفایی استعداد و تحقق آرزوهایش از مخاطبین پیج های سخیف این چنینی و دنبال کنندگان زنی باشد که تقریباً 20 سال از خودش بزرگتر است و با او بی پروا در خصوص مسائل جنسی صحبت کند؟

اما موضوع خطرناکی که شاید همه ما از آن غافل هستیم، انتشار این ویدئو است، شاید هنوز نمی دانیم که با انتشار گسترده این ویدئو چه ضربه مهلکی را بر روحیه این نوجوان خواهیم زد و عواقبی که طبیعتاً آینده او را با خطراتی سهمگین مواجه می کند، به طور حتم تاکنون نیز این نوجوان فشارهای زیادی را از سوی خانواده، دوستان و آشنایان در این روزها متحمل شده است و خدای نکرده می تواند انتشار این ویدئو و فشار خانواده پیامدهای ناگواری را برای او در پی داشته باشد.

سوالی که اینجا پیش می آید این است: وظیفه وزارت آموزش پرورش و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولیان امر چه می شود؟ آیا یکی از مسئولین با دیدن این ویدئو از خود پرسیده است که در این سالها چه اقداماتی برای فرهنگ سازی و پیشگیری از این قبیل اتفاقات انجام داده اند، تا از حوادث این چنینی و به اصطلاح جنگ نرم و هجمه فرهنگی جلوگیری نمایند.

اما مسئله ای که عیان است هم اکنون تاثیر شبکه های مجازی بیشتر از شبکه های تلویزیونی است و ما به عنوان رسانه، خانواده، متولیان امور فرهنگی همچون وزارت ارشاد و آموزش و پرورش، مبلغان مذهبی، متولیان نظارت بر فضای مجازی، همه در این ماجرا به نوعی سهیم و تقصیرکار هستیم که به جای پرداخت درست به مسئله و آگاهی به کودکان، آنان را در بحرانی‌ترین سن دوران زندگی رها کردیم، گناهی که هیچ‌گاه قابل بخشش نخواهد بود.

به عبارت دیگر در این سالها به جای فرهنگ سازی و افزایش سطح آگاهی خانواده ها از طریق تولید آثار ویدئویی و آموزش به کودکان در کتاب های درسی و مدارس و اینکه دیدن این صحنه ها چه آثار مخربی بر ذهن و سرنوشت آنها دارد، تنها ساده ترین راه ممکن یعنی فیلترینگ را انتخاب کرده ایم که آن به نوعی خود موجب کشش حداکثری ذهن افراد به سمت این مسائل و به اصطلاح تشنه کردن افراد است.

آیا بهتر نبود که به جای فیلترینگ و پاک کردن صورت مسئله به صورت آکادمی این مسائل را از سنین پایین به کودکان و نوجوانان آموزش می دادیم و آنان را از خطرات احتمالی این موارد آگاه می ساختیم و یا حداقل فرهنگ استفاده از فضای مجازی را به آنان گوشزد می کردیم و یا اینکه به خانواده ها هشدار می دادیم که به راحتی از این قبیل ماجراها عبور نکنند، زیرا این نوجوان می تواند فرزند و یا برادر کوچکتر از خانواده خودمان باشد.

| 227657